تبلیغات
ی ادم خیلی خاص - مطالب شهریور 1396

روپوش سفید دست هایی خسته....حرف های قشنگ یک دل بشکسته....ان صورت ناز چشمان زیبا.....زیبایی دل..ناامیدی ما....چرت است...!؟؟!؟که گوید که من ازادم!؟؟!در بند توام برس تو به فریادم....داد دل من باز در امد ای وای.....حوصله سر امد پس کجایی ای وای؟!؟!؟سردرد عجیبی سهم امروز من است....یک دل سیاه نصف ان رنج و غم است....خون گریه کنید اسمان دل گیر است....دنیای من است هر چه درد و ماتم است.....روسیاهی ها بر رخ دنیا ماند....ادم نشدیم کهر تا فردا ماند.....

عیسی ذاکری(مسیح)10شهریور 1396




تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1396 | 08:02 ق.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات

صدای پای اب مرا طراوت میدهد....چشم هایم را باز کرده ام...صدایی مرا می خواند....هان!؟؟!کیستی!؟؟!چه از من میخواهی!؟؟!جواب امد:هیچ....من جز هیچ تز تو چیزی نمیخواهم....گلویم را چیزی سخت میفشارد....صدای نفس نفس زدنم فضا را پر کرده است....داد و هوار راه انداخته ام...خودم را به دیواری از جنس تنهایی می کوبانم....اما ای وای....چه خیال بیهوده ای دارم من....ترکم نمی کند این سیاهی ممتد...ذهنم سخت اشفته است...نمیدانم چرا اما قلبم سخت درد میکند...میبینم و نمیدانم اشک هایم برای چه جاری شده است.....بخاطر تو یا باز هم بخاطر تو....اخر مگر نمیدانی تو با تو کلی فرق دارد....تو خود من هستی...وا ون تو دیگر منم ک عمریست اواره ام...

عیسی ذاکری(مسیح)21بهمن 1391 شمسی....تهران




تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1396 | 07:57 ق.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات

زندگی تجربه های تلخی به ادم یاد میده...واسه بعضی چیزاهاش هم تاوان سنگینی از ادم میگیره....ما ادما نباید سعی کنیم زیاد خوب باشیم ...زیادی ک خوب باشیم خیلی بدجور زندگی امتحانمون میکنه....میگن سختی های زندگی ادمو ابدیده میکنه....ی چند وقته احساس میکنم اونقد ابدیده میکنم ک منتظر کوچکترین ضربه هستم تا خرد بشم....چقد سخته ادم تو ی چی ضعف داشته باشه....مث من ک ضعف دوست داشتن دارم....نمیدونم....بالاخره قراره قراره چی سرم بیاد....ولی خب از این بدتر ک نمیشه اخرش....بقول معروف بالاتر از سیاهی رنگی نیس....حالا هم بدتر از بی کسی دردی نیست....




تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور 1396 | 02:17 ب.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/593/1777169/Masih.jpg



تاریخ : سه شنبه 7 شهریور 1396 | 09:04 ب.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/593/1777169/Masih.jpg


تاریخ : سه شنبه 7 شهریور 1396 | 09:01 ب.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات

گاهی وقت ها که خسته میشم از این زندگی بازم امید وارم به اینده ای که قراره بیاد....خیلی از ادما تو زندگی ادم میان و میرن و تو بعضی از این رفت و امد ها گاهی ادم دلش درد میگیره اما خب....رفتنی میره...اومدنی میاد..و موندنی میمونه.....و اونی که میمونه با ارزش ترین موجود دنیاست....خیلی عزیزه واست...اما خیلی دردناکه زمانی ک همین موجود بظاهر عزیز و مهربون بخاد بره تنهات بزاره...زندگی همه مون همینه....فقط بعضی ها از سر خوش شانسی یا بد شانسی اون موجود عزیزه خیلی دیر میره




تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396 | 02:20 ب.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات

پست قبلی رو حذف کردم به احترام ی نفر ک خیلی واسم ارزش داره....اهای ی نفر باشه چشمممممممممممممممم




تاریخ : دوشنبه 6 شهریور 1396 | 06:51 ق.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات

مرحله دانشگاه تموم و شد و وارد یکی از سخت ترین دوران های زندگیم شدم...الان فهمیدم خیلی از تصمیم هایی که گرفتم اشتباه بوده...مث درس خوندن زیادی....نرفتن دنبال ی شغل ازاد...و از همه مهمتر عاشق نداشتن و اختصاص ندادن وقت برای خودم...کاش میشد برگشت عقب




تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1396 | 12:11 ق.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات

زندگی با همه عظمت خود گاهی به انسان می اموزد که زندگی کردن لحظه ای ارزش ندارد....گویا ترازوی عدلی که میگویند به اندازه کافی دقیق نیست...یا شاید هم خدای بعضی ها فرق دارد با خدای ما....با چشمان خود دیدم مظلومیت زنی را که شوهرش دور از چشمانش با هزار نفر رابطه داشت اما دخترک بیچاره انقدر بدبخت است که از رفتن به خیابان هم ترس دارد...تا مبادا چشمانش بر مرد نامحرم بیفتد..اری این است عدل و داد خدای من...

به قول مادربزرگ پیرم که تنها سرمایه اش فشار خون بالا و وزن زیادش است میوه خوب سهم شغال ها میشود..و من اکنون بین این دو راه مانده ام؟!!؟میوه خوبی باشم..یا شغال بدی!؟؟!

اما به جرم انسان بودنم نمیتوانم شغال بودن را تحمل کنم...و مجبورم میوه خوبی باشم...تا شغالی کمین کرده بیاید و مرا ببرد...خدا را چه دیدی شاید شغال زندگی من ادم خوبی بود...هر چند من دیریست از همه چیز ناامیدم




تاریخ : جمعه 3 شهریور 1396 | 04:05 ب.ظ | نویسنده : مسیح .............. | نظرات